مسلمانان و پناهجویی در کلیسا

برخی از کلیساها پناهجویان در آستانه اخراج را مورد حمایت قرار می‌دهند و بعضی از پناهجویان مسلمانی که در کلیساها پناه یافته‌اند، به مسیحیت می‌پیوندند. اما آیا پناهجویان صرفا در صورت گرویدن به مسیحیت حمایت می‌شوند؟

Illustration: Julia Pfaller
پناهجویی‭ ‬در‭ ‬کلیسا: کلیساها‭ ‬می‌توانند‭ ‬در‭ ‬موارد‭ ‬بسیار‭ ‬نادر‭ ‬و‭ ‬تنها‭ ‬در‭ ‬صورت‭ ‬ضرورت‭ ‬مانع‭ ‬از‭ ‬اخراج‭ ‬یک‭ ‬پناهجو‭ ‬شوند؛‭ ‬از‭ ‬جمله‭ ‬هنگامی‭ ‬که‭ ‬یک‭ ‬پناهجو‭ ‬بیمار‭ ‬و‭ ‬یا‭ ‬زندگی‭ ‬او‭ ‬در‭ ‬خطر‭ ‬باشد. ‬                           
Illustration: Julia Pfaller

احمد‭ ‬در‭ ‬آپارتمان‭ ‬تک‌اطاقه‌ای‭ ‬زندگی‭ ‬می‌کند‭ ‬که‭ ‬در‭ ‬زمین‌های‭ ‬تحت‭ ‬مالکیت‭ "‬کلیسای‭ ‬پاولس" ‬در‭ ‬منطقه‭ ‬لیشترفلده‭ ‬واقع‭ ‬شده‭ ‬است. ‬پلیس‭ ‬قدم‭ ‬به‭ ‬حریم‭ ‬کلیسا‭ ‬نمی‌گذارد؛‭ ‬در‭ ‬نتیجه‭ ‬خیال‭ ‬احمد‭ ‬راحت‭ ‬است. ‬پیش‭ ‬از‭ ‬پناه‭ ‬آوردن‭ ‬به‭ ‬کلیسای‭ ‬پاولس‭ ‬احمد‭ ‬بنا‭ ‬بود‭ ‬به‭ ‬سوئد‭ ‬بازگردانده‭ ‬شود،‭ ‬یعنی‭ ‬اولین‭ ‬کشور‭ ‬اروپایی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬عنوان‭ ‬پناهجو‭ ‬در‭ ‬آن‭ ‬ثبت‌نام‭ ‬شده‭ ‬بود. ‬اما‭ ‬او‭ ‬نمی‌خواست‭ ‬آلمان‭ ‬را‭ ‬ترک‭ ‬کند‭.

در‭ ‬افغانستان،‭ ‬احمد‭ ‬و‭ ‬برادرش‭ ‬صاحب‭ ‬یک‭ ‬شرکت‭ ‬خدماتی‭ ‬بودند‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬نیروهای‭ ‬نظامی‭ ‬خارجی‭ ‬خدمات‭ ‬ارائه‭ ‬می‌داد. ‬تهدید‭ ‬طالبان‭ ‬باعث‭ ‬شد‭ ‬خانواده‭ ‬احمد‭ ‬تمام‭ ‬پس‌انداز‭ ‬خود‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬او‭ ‬بدهند‭ ‬و‭ ‬او‭ ‬را‭ ‬روانه‭ ‬اروپا‭ ‬کنند. ‬احمد‭ ‬می‌گوید‭ ‬تا‭ ‬پیش‭ ‬ازین‭ ‬چیزی‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬این‭ ‬کلیسا‭ ‬نمی‌دانست:‬‌ "‬کلیسا‭ ‬من‭ ‬را‭ ‬پیدا‭ ‬کرد. ‬من‭ ‬از‭ ‬فرط‭ ‬اضطراب‭ ‬در‭ ‬بیمارستان‭ ‬بستری‭ ‬شدم‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬وضعیتم‭ ‬با‭ ‬یکی‭ ‬از‭ ‬دکترها‭ ‬حرف‭ ‬زدم. ‬او‭ ‬یک‭ ‬مددکار‭ ‬اجتماعی‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬دیدنم‭ ‬آورد. ‬بعد‭ ‬خود‭ ‬کشیش‭ ‬آمد‭ ‬و‭ ‬با‭ ‬من‭ ‬حرف‭ ‬زد"‬‭.‬

کلیسا‭ ‬همه‭ ‬هزینه‌های‭ ‬احمد‭ ‬را‭ ‬از‭ ‬طریق‭ ‬اعانه‭ ‬اعضا‭ ‬می‌پردازد: ‬کرایه‭ ‬خانه،‭ ‬هزینه‌های‭ ‬روزمره‭ ‬و‭ ‬داروهای‭ ‬ضد‭ ‬افسردگی. ‬آپارتمان‭ ‬احمد‭ ‬بزرگ‭ ‬نیست،‭ ‬اما‭ ‬راحت‭ ‬به‭ ‬نظر‭ ‬می‌رسد. ‬او‭ ‬این‭ ‬روزها‭ ‬به‭ ‬صورت‭ ‬نیمه‭ ‬وقت‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬نجاری‭ ‬کار‭ ‬می‌کند‭ ‬و‭ ‬دو‭ ‬روز‭ ‬در‭ ‬هفته‭ ‬هم‭ ‬آلمانی‭ ‬یاد‭ ‬می‌گیرد. ‬راهنمای‭ ‬احمد‭ ‬در‭ ‬کلیسا‭ ‬می‌گوید: "‬ما‭ ‬فقط‭ ‬پناهجویانی‭ ‬را‭ ‬می‌پذیریم‭ ‬که‭ ‬وضعیت‌های‭ ‬ويژه‌ای‭ ‬دارند. ‬سعی‭ ‬می‌کنیم‭ ‬برای‭ ‬آنها‭ ‬شرایطی‭ ‬فراهم‭ ‬کنیم‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬جای‭ ‬اخراج‭ ‬سریع‭ ‬و‭ ‬اجباری‭ ‬از‭ ‬کشور‭ ‬در‭ ‬فرصتی‭ ‬مناسب‭ ‬به‭ ‬پرونده‌هایشان‭ ‬رسیدگی‭ ‬شود‭."‬

آیا‭ ‬در‭ ‬مقابل‭ ‬این‭ ‬کمک‌ها‭ ‬چیزی‭ ‬از‭ ‬پناهجویان‭ ‬خواسته‭ ‬می‌شود؟‭ ‬احمد‭ ‬می‌گوید:‭" ‬نه. ‬اینجا‭ ‬از‭ ‬هیچ‭ ‬کدام‭ ‬از‭ ‬ما‭ ‬حتی‭ ‬کلامی‭ ‬در‭ ‬مورد‭ ‬دین‭ ‬و‭ ‬مذهب‌مان‭ ‬پرسیده‭ ‬نشد. ‬هیچ‭ ‬کس‭ ‬بابت‭ ‬این‭ ‬کمک‭ ‬شرطی‭ ‬برای‭ ‬ما‭ ‬نگذاشت‭ ‬یا‭ ‬چیزی‭ ‬از‭ ‬ما‭ ‬نخواست‭"‬.

کلیسای‭ ‬دوم، ‭ "‬کلیسای‭ ‬تثلیث‭" ‬چندان‭ ‬از‭ ‬خانه‭ ‬احمد‭ ‬دور‭ ‬نیست.‭ ‬گرچه‭ ‬این‭ ‬کلیسا‭ ‬هم‭ ‬پروتستان‭ ‬است‭ ‬اما‭ ‬برخلاف‭ ‬بقیه،‭ ‬زیرمجموعه‭ ‬کلیسای‭ ‬ملی‭ ‬پروتستان‭ ‬آلمان (‭ ‬(Evangelischen Volkskirche) به‭ ‬شمار‭ ‬نمی‌آید. ‬اینجا‭ ‬یک‭ ‬اتاق‭ ‬کوچک‭ ‬دارد‭ ‬با‭ ‬۶‭ ‬تخت‭ ‬و‭ ‬دست‭ ‬کم‭ ‬دو‭ ‬برابر‭ ‬این‭ ‬تعداد‭ ‬مرد‭ ‬جوان‭ ‬پناهجو‭ ‬را‭ ‬در‭ ‬خود‭ ‬جای‭ ‬داده‭- ‬پناهجویان‭ ‬در‭ ‬کلاس‌های‭ ‬کلیسا‭ ‬شرکت‭ ‬می‌کنند‭ ‬و‭ ‬قصد‭ ‬دارند‭ ‬مسیحی‭ ‬شوند. ‬همگی‭ ‬حکم‭ ‬اخراج‭ ‬دریافت‭ ‬کرده‌اند‭ ‬و‭ ‬نگران‭ ‬دیپورت‭ ‬شدنند‭.

حمید‭ ‬قبل‭ ‬از‭ ‬آنکه‭ ‬به‭ ‬اروپا‭ ‬بیاید‭ ‬در‭ ‬یک‭ ‬بوتیک‭ ‬در‭ ‬تهران‭ ‬فروشندگی‭ ‬می‌کرد‭.‬ می‌گوید: "‬من‭ ‬اولین‭ ‬بار‭ ‬در‭ ‬نروژانگشت‌نگاری‭ ‬شدم‭. ‬هیچ‭ ‬وقت‭ ‬در‭ ‬نروز‭ ‬بوده‌اید؟‭ ‬سر‭ ‬ظهر‭ ‬هوا‭ ‬تاریک‭ ‬می‌شود. ‬گذشته‭ ‬از‭ ‬این‭ ‬نروژ‭ ‬همه‭ ‬پناهجوهای‭ ‬ایرانی‭ ‬را‭ ‬دیپورت‭ ‬می‌کند". ‬او‭ ‬برای‭ ‬اینکه‭ ‬از‭ ‬اخراجش‭ ‬به‭ ‬نروژ‭ ‬جلوگیری‭ ‬کند‭ ‬به‭ ‬کلیسا‭ ‬پناه‭ ‬آورده‭ ‬است. ‬توضیح‭ ‬می‌دهد‭ ‬که‭ ‬پیش‭ ‬از‭ ‬آمدن‭ ‬به‭ ‬اروپا‭ ‬و‭ ‬در‭ ‬مدت‭ ‬اقامتش‭ ‬در‭ ‬ترکیه‭ ‬با‭ ‬مسیحیت‭ ‬آشنا‭ ‬شده‭ ‬و‭ ‬می‌خواهد‭ ‬به‭ ‬این‭ ‬آیین‭ ‬بپیوندد‭.

حمید‭ ‬می‌گوید: ‭"‬می‌دانید،‭ ‬کشیش‭ ‬خیلی‭ ‬هوای‭ ‬ما‭ ‬را‭ ‬دارد. ‬حتی‭ ‬پدر‭ ‬و‭ ‬مادرش‭ ‬هم‭ ‬با‭ ‬وجود‭ ‬سن‭ ‬و‭ ‬سال‭ ‬زیاد‭ ‬به‭ ‬اینجا‭ ‬می‭ ‬آیند‭ ‬و‭ ‬هر‭ ‬کمکی‭ ‬از‭ ‬دستشان‭ ‬ساخته‭ ‬باشد‭ ‬انجام‭ ‬می‌دهند"‭.‬

هم‌اتاقی‭ ‬حمید،‌‭ ‬رضا‭ ‬هم‭ ‬با‭ ‬قدرشناسی‭ ‬و‭ ‬تاثر‭ ‬از‭ ‬کمک‌های‭ ‬گردانندگان این‭ ‬کلیسا‭ ‬حرف‭ ‬می‌زند. ‬او‭ ‬به‭ ‬لباسی‭ ‬که‭ ‬به‭ ‬تن‭ ‬دارد‭ ‬اشاره‭ ‬می‌کند: ‭"‬این‭ ‬پلیوری‭ ‬که‭ ‬پوشیدم‭ ‬را‭ ‬می‌بینید؟‭ ‬مادر‭ ‬کشیش‭ ‬یک‭ ‬روز‭ ‬دید‭ ‬لباس‭ ‬گرم‭ ‬ندارم. ‬این‭ ‬پلیور‭ ‬را‭ ‬خرید‭ ‬و‭ ‬فردای‭ ‬آن‭ ‬روز‭ ‬برایم‭ ‬آورد. ‬در‭ ‬مذهبی‭ ‬که‭ ‬ما‭ ‬در‭ ‬ایران‭ ‬شناختیم،‭ ‬محبتی‭ ‬در‭ ‬کار‭ ‬نبود‭"‬.

رضا‭ ‬در‭ ‬آخر‭ ‬با‭ ‬صدایی‭ ‬آرام‭ ‬اضافه‭ ‬می‌کند: "‬فقط‭ ‬یک‌بار‭ ‬یک‭ ‬جوان‭ ‬افغان‭ ‬آمد‭ ‬که‭ ‬می‌گفت‭ ‬مسلمان‭ ‬است‭ ‬ولی‭ ‬قبولش‭ ‬نکردند. ‬گفتند‭ ‬برود‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬مسجد‭ ‬کمک‭ ‬بگیرد".

مهدیس‭ ‬امیری